- تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 22:21
و آنجایی که من راه میرفتم هر لحظه بوی مرگ می آمد شهر طلسم شده بود با هرقدمی که بر میداشتم به قلبم ضربه ای عمیق میخورد که بعدش صدای شکستن به گوشم میرسید بوی عطری آشنا میان بوی گس مرگ به مشامم میخورد این عطر لعنتی بیشتر از خود مرگ بویش را میداد و لحظه ای که در آغوشش رها شدم به یکباره مرگ پلک هایم را ب...
مثلَن... - تاریخ: 1396/9/8 ساعت: 21:32
مثلَن کاشی های سفیدِ حمام،بوی مرگ بده...
مثلَن... - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 17:48
مثلَن کاشی های سفیدِ حمام،بوی مرگ بده...
.... - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 17:59
خَسته شُدَم عَ زندگی:)
انشای پاییز... - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 9:13
از دیشب به این فکر بودم که روز اول مدرسه چه خواهد گذشت.صبح برای رفتن به مدرسه آماده شدم. وقتی در حیاط را باز کردم مه غلیظی همه جا را پوشانده بود.رفتگری هم زمین را که پر از برگ های خشکیده شده بود جارو میکرد.برخورد جارو با برگ ها آهنگی را زمزمه و سقوط برگ ها از درخت حکایتی را بیان میکرد.راه رفتن به رو...
عدالت چیه اصن؟:ll - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 3:26
عدالت؟! :/همچین میگن، همه آخرش میمیريماصلا متوجه نیسنمرگ مهم نیساین وسط، زندگی آدما خیلی فرق داره باهمخیلیا به اين دنيا دو دستي چسبيدنخیلیا خودشون میرن پی مرگمتوجهي؟!تو این دنیای خدا همه چی هست به جز عدالت :)
;) - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:20
يه دختر اينجا گوشه ى اتاقش با خنده مرده!:)
انشای زندگی... - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:20
انگار همین دیروز بود که کلاس اول بودم.معلمی بداخلاق داشتیم ولی چون دختر خوب و درس خوانی بودم نگران اینکه مرا کتک بزند یا مرا دعوا کند نبودم،ولی یک بار به خاطر رفتن به زیر باران مرا با چوب دستی اش زد چون گفته بود کسی حق ندارد زیر باران برود ولی من گوش نکردم. بعد که مرا کتک زد خجالت زده به طرف نیمکتم ...
... - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:20
یہ گوشہ میشینم فازہ غم میگیرم نگاہ بہ ثانیہ ها ڪہ ساعت چند میمیرم!☠
:) - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:20
|•دختری شب ها تا صب بیدار است گویی در رویایی مرده است •|

برچسب‌های مرتبط

wyd meme | ok meme | text meaning | انشای پاییز | انشای پاییزی | انشای پاییز با مقدمه | انشای پاییز هفتم | انشای توصیف پاییز | انشای ادبی پاییز | انشای توصیفی پاییز